تبليغاتX
دانستنیها
غذا یکشنبه نهم تیر 1387 7:37

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

نمي دانم تا چه حد شما به تغذيه و سلامت خود اهميت ميدهيد؟

حال اگر شما مايل باشيد كه جسمي سالم و روحي پاك و بي

آلايش داشته باشيد هنوز هم خيلي دير نشده است !!!!

 حتما ميپرسيد : چرا دير نشده است ؟

پاسخ سوال شما در مطالب ذيل مي باشد ؛

 ******

 

آيا تا به حال نامي از مهندس جمشيد خدادادي شنيده ايد ؟

 حال چنانچه نامي از ايشان نشنيده ايد اشكالي ندارد

 شما ميتوانيد اطّلاعات خوبي مانند

 گرمي و سردي گوشت ها ؛ ميوه جات ؛ مركبات ؛ صيفي جات ؛

 سبزيجات و ....

 غذاهايي بسيار مقوي و مغذي و البته 100% گياهي

 و نيز مزاج هاي چهارگانه

 و موارد بسيار آموزنده ديگر و .......

 را از ايشان بياموزيد .

 براي كسب اطلاعات ديگر مي توانيد به سايت 

 طبّ قرآني مراجعه فرماييد.

 آدرس سايت :


http://www.tebbeghorani.com


 

 

 

نوشته شده توسط MKMARANDI  | لینک ثابت |

برج مسکونی به ارتفاع ۳ کیلومت یکشنبه نهم تیر 1387 7:33

برج مسکونی به ارتفاع ۳ کیلومتر

باز هم طبیعت منبع الهامی برای دانشمندان و مهندسان تبدیل شده است. در سراسر جهان از جمله دوبی و شرق دور برج های سر به فلک کشیده متعدد و زیبایی دیده می‌شوند که با استفاده از آخرین فناوری های روز ساختمان سازی طراحی و ساخته شده‌اند. البته ارتفاع این برج ها عمدتآ از ۴۰۰ یا ۵۰۰ متر تجاوز نمی‌کند. اکنون تصور کنید در آینده‌ای نزدیک برجی مسکونی یا بهتر بگوییم شهری عمودی به ارتفاع بیش از سه کیلومتر با عرض پایه بیش از یک و نیم کیلومتر ساخته شود.

جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر نیز در این برج ساکن خواهند شد. ساخت این سازه عظیم به عنوان یکی از تازه ترین راهکار های بشر برای مقابله با افزایش جمعیت و پاسخی به نیاز آنها به مشکل است.

ایده‌ی کلی ساخت این برج از لانه‌ی موریانه ها الهام گرفته شده است!

این برج استثنایی Ultima Tower نام دارد که طراحی و ساخت آن از سوی شرکت آمریکایی موسوم به Eugene Tsui مورد بررسی قرار گرفته است. این سازه عظیم که با استفاده از مدرن ترین تکنیک های استاندارد ساختمان سازی و با توجه به معیار هایی نظیر مقاومت در برابر زمین لرزه و سیل ساخته خواهد شد بیش از آن که یک پروژه معماری باشد مجموعه‌ای از اکو سیستم ها البته در ابعاد کوچک است. این پروژه به صورت خودکار ایده هایی استثنایی در خصوص چگونگی تولید انرژی ، استفاده موثر از آب و مسائلی دیگر از جمله چگونگی حمل و نقل و جابجایی را مطرح می‌کند.

دراز ترین برج دنیا - بلند ترین برج دنیا - بزرگ ترین برج دنیا

قرار است این برج با هزینه‌ای بالغ بر ۱۵۰ میلیارد دلار و در آینده‌ای نزدیک در نقطه‌ای که هنوز تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ نشده است ساخته شود ، اما به نظر می‌رسد با توجه به ادامه روند نگران کننده ازدیاد جمعیت این پروژه زودتر از تصورات مدیران شرکت آغاز به کار کند.

رفتن از طبقه همکف این برج به آخرین طبقه آن با آسانسور سریع السیر ۱۰ دقیقه طول می‌کشد!

شکل کلی این برج همچون لانه موریانه ها است که در کناره ها دیواره هایی با خمیدگی ملایم خواهد داشت.
همچنین برای خنک سازی این برج از روش هایی همچون استفاده از جریان آب و انتقال حرارت اضافی به سطوح فوقانی سازه و در نهایت انتقال آن به سطوح بالایی اتمسفر زمین استفاده خواهد شد.

گفته می‌شود تمامی سطح خارجی این سازه از صفحات خورشیدی پوشیده خواهد شد و از آن گذشته وجود اختلاف فشار هوا میان قسمت پایین و بالای برج کمک زیادی به تولید برق خواهد کرد. قرار است این برج در ۱۲۰ بخش جزا که هر یک شامل چندین طبقه و اکو سیستم خاص خود است ساخته شود. همچنین انبار های بزرگ آبی در ۱۲ قسمت مجزای این سازه ساخته خواهد شد تا از آنها برای اطفای حریق استفاده شود.

Ultima Tower در یک نگاه:

ارتفاع: 3218.7 متر
قطر(همکف): 1.8 کیلومتر
مساحت زمین: ۱۴ کیلومتر مربع
زیربنا: ۱۴۰ کیلومتر مربع
تعداد طبقات: ۵۰۰
جمعیت: یک میلیون نفر
سرعت آسانسور: ۶ متر بر ثانيه (۲۱ کیلومتر بر ساعت)
هزینه ساخت: ۱۵۰ میلیارد دلار

نوشته شده توسط MKMARANDI  | لینک ثابت |

مسئله یکشنبه نهم تیر 1387 7:31

 


اگر
5 = 1
25 = 2
125 = 3
625 = 4
? = 5

لطفا از ماشين حساب استفاده نكنيد و قبل مراجعه به جواب كمي فكر كنيد...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

جواب 1 است.
خط اول را دوباره نگاه كنيد 5 = 1
مسائل ساده زندگي را بيخود پيچيده نكنيد

 

نوشته شده توسط MKMARANDI  | لینک ثابت |

يك داستان عجيب یکشنبه نهم تیر 1387 7:30
يك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد

اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد.  مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »

رئيس صومعه بلافاصله او را  به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا  از راهبان صومعه  پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»  

مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و  آنجا را ترك كرد.

چند سال بعد  ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.

صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»  

 اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم  اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»

راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»

مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

 مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم  و عمر خودم  را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232    عدد است. و 231,281,219,999,129,382   سنگ روي زمين وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم  . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»

رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»

مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»

 راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.

پشت در چوبي يك در  سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.

راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .

پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.

و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و  لعل بنفش قرار داشت.

  در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه  از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
نوشته شده توسط MKMARANDI  | لینک ثابت |